محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
10
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفتار خويش را در اين باب بياريم . سخن در دلايل حدوث وقت و زمان و شب و روز از پيش گفتيم كه زمان نام ساعتهاى شب و روز مقدار سير آفتاب و ماه در فلك است چنان كه خداى عز و جل فرمود : « * ( وَآيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْه النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ . وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ، وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ . لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَكُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ 36 : 37 - 40 ) * [ 1 ] يعنى شب نيز براى ايشان عبرتى است كه روز را از آن مىكنيم و آن وقت به تاريكى مىروند . و خورشيد كه به قرارگاه خويش روانست ، اين نظم خداى نيرومند تواناست . و ماه را منزلها معين كردهايم تا چون شاخهء لاغر خشك شود . نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب از روز پيشى گيرد و هر كدام در فلكى شنا مىكنند » . وقتى زمان ساعتهاى شب و روز باشد و ساعات شب و روز عبور خورشيد و ماه در مراحل فلك باشد مسلم است كه زمان حادث است و شب و روز نيز حادث است و پديدآرندهء آن خداى عز و جل است كه همه خلق خويش پديد آورد چنان كه او جل جلاله فرمود : « * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ في فَلَكٍ يَسْبَحُونَ 21 : 33 ) * [ 2 ] يعنى اوست كه شب و روز را آفريد با خورشيد و ماه كه هر يك در فلكى شناورند . » و هر كه بداند كه حدوث آن از خلقت خداى باشد ، اختلاف احوال شب و روز بر او نا معلوم نماند كه يكى پيوسته به تاريكى و سياهى بر خلق نمايان شود و ديگرى با نور و روشنى و محو سياهى شب بيايد كه روز باشد و چون چنين باشد ،
--> [ 1 ] سورهء 36 : آيهء 37 - 40 [ 2 ] سورهء 21 آيهء 33